یکتانت

سال تاسیس سال نامشخص 51-200 نفر 17 تجربه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت تهران yektanet.com
میانگین حقوق ماهانه
6.9 میلیون
2.5

تجربه کاری در شرکت یکتانت: مدیریت افتضاح

2 ماه پیش
تخصص مخفی
تمام وقت
نویسنده این تجربه، 1 تجربه با میانگین امتیاز 1.20 در جابگای ثبت کرده است.

توی این تجربه می‌خوام تجربه کاری خودم رو از یکتانت بگم که اگر میخواید این شرکت رو برای کار انتخاب کنید با دید بهتری تصمیم بگیرید.

من اول مرداد ماه سال ۹۹ وارد تیم دیتای یکتانت شدم. مدیر تیم روز اول کارای onboarding منو انجام داد و خیلی همه چیز خوب و عالی به نظر می‌رسید، جو دوستانه و خیلی صمیمی ای هم داشتن انگار.

چند روز اول با تعریف تسک ها و معرفی بیزینس گذشت و بعد از چند روز کم‌کم تسک های جدی‌تر بهم داده شد که حجم زیادی هم داشت. منم به دلیل حجم خیلی زیاد تسک ها مجبور بودم از ۹ صبح تا ۹ شب -حتی بیشتر- شرکت بمونم! گذشت تا بعد از ۱۰ روز، با مدیر تیم رفتیم برای جلسه 1:1! که شد شروع اتفاقات عجیب برای من!

بعضی از فیدبک هایی که توی این جلسه گرفتم رو میگم: بعضی وقتا موقع کدزدن به کیبورد نگاه می‌کنی! نگاه نکن! (دوستانی که منو میشناسن میدونن سرعت تایپم خوبه)، با مکعب روبیک وسط کارت نرو بازی کن! چرا break زیاد میری؟ (بیشتر از ۱۲ ساعت کار روزانه به ۴ تا تایم استراحت در طول روز نیاز داشت به نظرم).

خلاصه جلسه تموم شد و من با تعجب کامل از اینکه چه فیدبک های عجیبی گرفتم از جلسه خارج شدم. تعداد بِرِک هام کمتر شد و من هم مثل گذشته زیاد کار میکردم که تسک ها برسه، بعد یه مدت متوجه شدم که سیاست یکتانت اینه که توی یک ماه آزمایشی اولیه فشار زیادی به کارمند جدید میارن تا یجورایی اول کار گربه رو دم حجله بکشن. گذشت تا دو هفته بعد و جلسه 1:1 بعدی، توی این جلسه من در دفاع از خودم گفتم که در مورد فیدبک تون نسبت به تعداد بِرِک‌های من برمیگرده به اینکه بنده بیشتر از ۱۲ ساعت در روز دارم کار میکنم و این برک ها رو نیاز دارم. اینجا بود که مدیرتیم دیتا به من گفت : اره! اینجا فشار کار زیاده در حدی که بچه ها حتی مجبور میشن با دوست دختر هاشون کات کنن چون همش تو شرکتن! و این برای ما یه ارزشه :))

بعد از چند روز من از روی صحبت بچه های تیم اینو فهمیدم که یکی از بچه های دانشگاه ما اومده بود مصاحبه، عملاً داشتند مسخره‌ش میکردن که این چقدر تو باغ نیست و تقلب کرده تو تسک زدن و کلی چیزای دیگه!

به طور کلی اگر می‌آیید مصاحبه با یکتانت، بدونید که به احتمال خیلی زیاد یه‌کمی مسخره شدید و بهتون خندیدن تو تایم مصاحبه شدنتون.

یه مورد جالب دیگه ای که یادم میاد این بود که مدیر تیم دیتا برای جلسات مصاحبه می‌رفت سوالات ریاضیاتی که خودش هم حتی بلد نبود رو از بچه های دیگه میپرسید و میومد تو جلسه مصاحبه مطرح میکرد :))

اما داستان عجیب در مورد من و یکتانت از اینجا تازه شروع میشه!

ماجرا برمیگرده به زمانیکه من میخواستم دوسه ماه برای امتحان زبانم وقت بذارم و خب مجبور بودم که یا مرخصی بگیرم و یا حتی کلاً از یکتانت بیام بیرون و خب در همین راستا رفتم با مدیر تیم دیتا صحبت کردم که ایشون هم گفت برو با CTO صحبت کن که منم رفتم! حقیقتا جلسه خوبی هم بود و CTO شرکت خیلی حمایت کرد و گفت برو سه ماه دیگه بیا ما منتظرت هستیم تو یکتانت و اصن تو این مدت وقت بذار برای مقاله ی شرکت و پرانرژی تر از قبل برگرد من یه ماه دیگه زنگ میزنم ببینم حالت چطوره و از این صحبتا! من اصلاااا انتظار نداشتم با سه ماه مرخصی موافقت کنند و خیلیی خوشحال شدم که چه برخورد خوبی کردند و رفتم برای مرخصی.

۱۰ روز مونده به اتمام مرخصی مدیر تیم تو تلگرام یه پیام بهم داد و حالمو پرسید و گفت چه خبر چیکار میکنی. روزی که میخواستم برگردم یکی از دوستام که تو شرکت کار میکرد رفته بود و به CTO گفته بود که محسن میخواد بیاد شرکت صحبت کنید! کی وقت داری؟! اونجا بود که ایشون خیلی سرد جواب داده بود و گفته که چیکار داره با من؟ دوست منم گفته بود که یه قرارهایی باهم داشتید در مورد اونه گویا! و ایشون در جوابش گفته بود که ما قراری نداشتیم باهم!!!!!!!! من که خیلی برام عجیب بود در هر صورت رفتم شرکت که باهاش صحبت کنم و در کمال تعجب با رفتار خیلی سردی مواجه شدم که اصلا جواب سلام من رو هم به زور داد و گفت شما با مدیرتیم دیتا صحبت کنید! مدیر تیم دیتا هم مسئله رو یه ذره این شکلی جلو برد که آره حالا وقت ندارم و بذار ببینم کی میتونم صحبت کنیم و از این شکل برخورد ها ولی در نهایت اینجوری شد که گفتند تو قرار نبود برگردی اصلا، تو ساختار تیم ما جا نداری، اگر دوست داری میخوای رزومه بده تا بررسی کنیم!

اینجا بود که به من خیلی توهین شده بود و من باورم نمیشد چقدر می‌تونه رفتار ها دوگانه باشه! در یه اتفاق واقعا عجیب مدیر تیم و CTO نقش پلیس خوب و پلیس بد رو بازی کردند. من به CTO گفتم که چرا پس گفتی برو و برگرد بهتر نبود همون اول به من می‌گفتید اگر نمیخواستید من دوتا آفر داشتم توی همون تایم مرخصی به خاطر شما ریجکت کردم، جوابش این بود که "درسته من اینو گفتم" ولی مدیر تیم تصمیم گیرنده‌ست!!!! اگه تا اینجا از این رفتارها شگفت زده شدید همچناان یکتانت برای شما میتونه سوپرایزهایی داشته باشه! من ماجرا رو از طریقی به گوش مدیرمنابع انسانی شرکت رسوندم و ایشون گفت من با CTO صحبت میکنم! و باهاش صحبت کرد و ایشون اول انکار کرد که همچین صحبتی شده ولی وقتی گفت من پیام‌هات رو دیدم که تو تایید کردی که بهش گفته بودی "برو برگرد ما منتظرتیم!" راه فراری ندیده بود و گفته بود من شنبه زنگ میزنم باهاش صحبت میکنم! که البته شنبه زنگ نزد اما مدتی بعد بهم زنگ زد و ماجرا رو عجیب تر کرد! یه مدت گذشت و من یه شرکت دیگه با حقوق بالاتر حتی استخدام شدم. تا اینکه یه روز در کمال تعجب دیدم همین آقای محترم CTOیکتانت داره بهم زنگ میزنه! فکر کردم ایشون زنگ زده که مثلا یه عذرخواهی کوچیک بکنه و بگه اوکی ما گفتیم ولی برنامه شرکت جور نشد و از این صحبتا! جواب دادم و اتفاق عجیبی افتاد! طولانی تر نمیشه نوشت بقیه تجربه رو با هشتک یکتانت توی توییتر دنبال کنید.

نکات مثبت
ناهار رایگان بیمه تکمیلی
نکات منفی
بد قول مدیریت ضعیف مدیریت بی ثبات
پیشنهاد به دوست:
خیر
تاریخ شروع به فعالیت تیر 1399
تاریخ پایان فعالیت شهریور 1399